خبربانو - جستجوگر ویژه اخبار زنان و خانواده

تاریخ انتشار: ۱۱:۲۸ - ۰۸ آبان ۱۳۹۸
کد خبر: ۲۸۳۲۲۷
کتاب دیوانه غذا، ضمن معرفی اختلال پرخوری و دلایل ایجاد آن، راه‌حل‌هایی علمی را در قالب روایت و داستان‌های تجربه‌شده به مخاطب نشان می‌دهد.
چه کسی دیوانه غذا است؟
 
«دیوانه غذا»، روایت خودنوشت کاترین هانسن از سال‌ها پرخوری و سپس مراحل درمان آن است. این کتاب در سه بخش تدوین شده که در بخش نخست نویسنده می‌گوید که چگونه پرخوری او هرسال بزرگتر شد. او در ادامه به نتایج روان‌درمانی‌های ناموفق و چگونگی غلبه بر پرخوری اشاره می‌کند. در بخش دوم، هانسن توضیح می‌دهد که پرخوری او به چه دلیلی بوده و چگونه شروع شده است. اینکه چگونه توانسته خیلی سریع و کامل خود را درمان کند. جواب‌هایی که او دریافت کرد، خیلی شگفت‌انگیز و بسیار متفاوت‌تر از چیزی بود که در روان‌درمانی‌های یاد گرفته بود. در بخش سوم، نویسنده به دلایل عدم موفقیت در درمان‌ها مانند اعتماد به نفس کم،‌ تصویر ضعیفی که از بدنش ساخته بود، مشکلاتی که همیشه با آن‌ها زندگی می‌کرد، می‌پردازد و در ادامه روش داشتن یک رژیم نرمال را توضیح می‌دهد. او همچنین در کتابش، به کسانی که پرخوری می‌کنند و اختلالات غذایی دارند، راه‌هایی را نشان می‌دهد.
کتاب «دیوانه غذا» در سال جاری با ترجمه غزاله لاری چاپ و روانه بازار نشر شده است.

پرخوری، راه‌حلی برای مقابله با مشکلات!
«در نوامبر سال 2007، دو و نیم سال بعد از اینکه پرخوری را متوقف کردم، دکترم را برای برخی از دردهای معده‌ام، ملاقات کردم. درباره برخی اختلالات غذایی که در گذشته داشتم با او صحبت کردم؛ چراکه فکر می‌کردم چندین سال پرخوری کردن ممکن است مشکلاتی را برای سیستم گوارشی من ایجاد کرده باشد. با وجود اینکه این موضوع که من مدت زیادی است که پرخوری نکرده‌ام و دیگر پرخوری نمی‌کنم را، برایش روشن کرده بودم، با بی‌میلی از من پرسید: آیا فکر می‌کنی اختلال غذاییت ...؟ و من حرفش را تمام کردم: واقعا از بین رفته است؟ و من به سوال خودم به سادگی جواب دادم: بله. او گفت: خیلی عالی است. پس احتمالا تحت درمان بوده‌ای؟ و من پاسخ دادم: بله من مدتی تحت روان‌درمانی بودم، اما بعد فهمیدم که این تنها یک عادت بوده است و ترکش کردم. نگاهی هیجان‌زده و شاید شک‌آلود در چهره دکتر مشاهده کردم. او گفت: خب، قطعا پرخوری تو بعضی از نیازهایت را برطرف کرده است. برطرف کردن نیازها... این کلمات من را برای لحظه‌ای مدهوش کرد... احساس کردم در دفتر روانش‌شناس نشستم.
آن زمان نوشتن کتابی را شروع کرده بودم، اما خیلی پیشرفت نداشت. آن روز، در دفتر دکتر، انگیزه جدیدی گرفتم. گفته دکتر باعث شد متوجه شوم که یک مشکل بزرگ در دیدگاهی که نسبت به پرخوری وجود دارد، است. نه فقط بین روان‌درمان‌گرها و مراجعه‌کننده‌ها، بلکه بین افراد جامعه. امروزه، پرخوری به‌صورت یک بیماری ناشی از مشکلات فیزیولوژی مثل افسردگی، استرس، کمبود اعتماد به نفس و تأثیر خانواده شناخته شده است. متخصصین، اختلالات غذایی و رفتارهای مخرب غذایی را ناشی از بحران‌های احساسی درونی درنظر می‌گیرند، درست مثل تبی که بعد از عفونت ایجاد می‌شود. یک مشکل ساختگی باعث می‌شود فرد، پرخوری را به‌صورت راه‌حلی برای مقابله کردن با مشکلات و احساساتی که در زندگی‌اش نمی‌تواند با آن‌ها مواجه شود، درنظر بگیرد. در این راه، اختلال غذایی به‌عنوان برطرف کردن یک نیاز مهم و یا خالی شدن از آن درنظر گرفته می‌شود، به همین دلیل است که خیلی‌ها معتقدند که پرخوری تنها راجع به خوردن غذا نیست و مشکلاتی آن‌را ایجاد می‌کند.»
منبع: ایبنا
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر: