خبربانو - هرس

خبربانو - جستجوگر ویژه اخبار زنان و خانواده

تاریخ انتشار: ۱۱:۱۰ - ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۷
کد خبر: ۲۷۷۵۶۳
این رمان دومین اثر از نسیم مرعشی است. کتاب هرس تجربه ای متفاوت از رمان نخست او یعنی رمان پاییز فصل آخر سال است.
کتاب هرس
 
داستان کتاب هرس

داستان این رمان در مورد زندگی مشترک زوج خرمشهری به نام‌های رسول و نوال است که با شروع جنگ و مرگ اولین فرزندشان هیچگاه به شکل عادی خود باز نمیگردند.

با اینکه جنگ تمام شده، اما نوال هنوز آن را نپذیرفته و در بهت روز‌های جنگ به سر می‌برد و سعی می‌کند با به دنیا آوردن فرزندی پسر به خودش امید دهد که جنگ پایان یافته و می‌تواند زندگی اش را از نو شروع کند و…


مرعشی با استفاده از فضا‌های متعدد روایی سرنوشت این خانواده را در دوره زمانی طولانی‌ای روایت می‌کند. قصه آدم‌هایی که برای گذر از خاطراتی دور یا نزدیک ناچار شده‌اند به بازخوانی آن ها. به همین خاطر “هرس” رمانی است قصه گو با چندین روایت فرعی مهم که مخاطبش را در عین تماشای شهر به دل طبیعت مرموز خوزستان هم می‌برد. رمانی برای روایت وجدان‌های ناآرام…
 
کتاب هرس

درباره کتاب هرس

کتاب هرس یک کتاب ساده و کم حجم در ۱۸ فصل کوتاه است که از صفحه‌های نخست با لهجه جنوبی شخصیت‌ها شما را در خود غرق می‌کند و شما را می‌برد به جنوب و زمان جنگی که فضای آن در کتاب به خوبی بازسازی شده است.

همه حس‌ها در این کتاب آنقدر قوی و واقعی هستند که به خوبی می‌شود درکشان کرد. داستانی غمگین که بعد از خواندن هر خط با خود فکر می‌کنید که‌ای کاش هیچ وقت جنگی هرگز وجود نداشت و همه در صلح و آرامش زندگی می‌کردند.

به نظر من کتاب هرس رمانی پخته‌تر از کتاب قبلی نویسنده یعنی رمان پاییز فصل آخر سال است می‌باشد. پیشنهاد می‌کنم اگر پاییز فصل آخر سال است را خوانده اید لذت خواندن کتاب هرس را نیز تجربه کنید. بدون شک این کتاب یکی از رمان‌های خوب ایرانی در این مدت است.
 
کتاب هرس

قسمت‌هایی از متن کتاب هرس

شاید نوال راست گفته بود؛ گذشته از زندگی آن‌ها پاک نمیشد. رسول این همه سال بی خود با آن جنگیده بود. آن جا، زیر آن خاک که داشت دفنش میکرد، دلش خواست تمام آن روز‌ها برگردند و همه شان را طوری که بودند زندگی کند؛ طوری که واقعا بودند. نه آن طور تقلبی که خودش ساخته بود. خواست سال‌ها برای شرهان عزاداری کند. آن قدر گریه کند که از چشم هایش خون بیاید. خواست قبل از مردن برود خرمشهر خانه‌ی خرابش را ببیند، مثل همه که رفته بودند و دیده بودند. خواست حالا که قرار است بمیرد توی خرمشهر بمیرد. کنار شرهان. کنار خانه اش. کنار زندگی اش با نوال؛ که همان روز اول جنگ با پسرش خاک شد و از دست رفت.

تو جنگه ندیدی. دروغ میگی که دیدی. اگه دیده بودی میدونستی فرقی نداره کی سر قبر کی گریه کنه. کی بچه‌ی کیه بزرگ کنه. میدونستی همین که زنده‌ن بس‌شونه.

باد می‌آمد و زیر عبای نوال می‌زد. ناگهان عبا را باد برد. بچه چشم‌های سیاهش را باز کرده بود و به نوال نگاه می‌کرد. انگار التماسش میکرد که از آن جا ببردش. نوال تکانی خورد. این بچه برای اولین بار به چشم نوال آدم کاملی آمد که بزرگ خواهد شد. نوال از چشم هایش ترسید. از انگشت‌های بچه که اینقدر پُر زور مشت شده بودند. از لثه‌های سفتش که پستانک را چسبیده بودند و ول نمی‌کردند. از پوست تیره اش که شبیه عراقی هایش می‌کرد. از مو و ابرو‌های سیاهش. همه چیز این بچه‌ی غریبه او را می‌ترساند.
 
کتاب هرس

مشخصات کتاب

کتاب هرس
نویسنده: نسیم مرعشی
انتشارات: چشمه
تعداد صفحات: ۱۸۵
قسمت: ۱۶۰۰۰ تومان
منبع: خبربانو
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر: