خبربانو - جستجوگر ویژه اخبار زنان و خانواده

تاریخ انتشار: ۲۰:۳۳ - ۲۲ بهمن ۱۳۹۷
کد خبر: ۲۸۱۰۷۷
الناز شاکر دوست با ایفای نقش فائزه منصوری در فیلم شبی که ماه کامل شد توانست برنده بهترین بازیگر زن سی هفتمین جشنواره فیلم فجر شد.

به گزارش خبربانو، فائزه منصوری در پس سفر خانواده اش به زاهدان با عبدالمالک ریگی آشنا شد و پس از خواستگاری در تهران به عقد وی درآمد و سپس از سوی وی به قتل رسید.

مادر فائزه ماجرا را اینگونه تعریف می کند: ایام عید بود که یکی از دوستان خانوادگیمان از ما دعوت کرد سفری به زاهدان داشته باشیم. عید نزدیک بود و ما به زاهدان رفتیم. من این شهر را شهر پر خطری میدانستم و از خانه بیرون نمیرفتیم، ولی با اصرار دوست همسرم برای خرید به بیرون رفتیم.

اعظم محسندوست در جریان نشست خبری با عنوان «ریگی به روایت قربانیان» افزود: هنگام خرید، ما توسط این دوست همسرم به مغازه عبدالحمید که لوازم آرایشی و بهداشتی میفروخت، معرفی شدیم. ما آنجا تعدادی لوازم و ادکلن خریدیم. هنگام برگشتن، دخترم که ۱۵ سال داشت، دست من را کشید و گفت آقایی حرفهای زشت میزند و قصد دارد ما را اذیت کند. عبدالحمید که متوجه موضوع شده بود، با آن فرد درگیر شد و ما هم چون ترسیده بودیم، آنجا را سریع ترک کردیم و به منزل دوستمان برگشتیم.

وی افزود: عبدالحمید ریگی بعدا از طریق چندواسطه و دوست خانوادگی ما، آدرسمان در تهران را پیدا کرده و یک روز به در منزل ما آمد. من در را به روی او باز نکردم. او آدرس مطب همسرم که پزشک گیاهی هستند را از ما گرفت و رفت. همسرم ایشان را به منزل ما آورد. البته من با همسرم در مورد آمدن عبدالحمید به منزل مشاجره کردم، اما همسرم گفت میهمان حبیب خداست.

او در ادامه گفت: عبدالحمید ریگی در خانه ما از فائزه خواستگاری کرد ولی با مخالفتهای شدید من مواجه شد، اما بعد از چند بار که اصرار کرد و قولهایی که داد ما در نهایت پرسوجو کردیم و رضایت دادیم.

محسندوست همچنین گفت: عبدالحمید با عبدالمالک در ارتباط بود و مالک از او خواسته بود فائزه را به زاهدان بیاورد. یک روز که از بیرون آمدم، دیدم حمید و فائزه نیستند و حتی وسایل و لباسهای فائزه و سند ازدواجشان هم نیست. ابتدا فکر کردیم برای گردش به بیرون رفتند اما چون دیدم سند ازدواج هم نیست، خیلی نگران شدم.

وی با بیان اینکه ما ۶ ماه از دخترم خبر نداشتیم، تاکید کرد: یک روز چند باری از زاهدان با منزل ما تماس گرفته میشد، ولی کسی صحبت نمیکرد. من گفتم این فائزه است و بار آخر گفتم فائزه گوشی را قطع نکن و با من حرف بزن که صحبت کرد و میگفت از زندگیاش راضی است.

وی ادامه داد: بعد از مدتی، فائزه باردار شد و خداوند به او یک فرزند پسر داد. بعد از مدتی نیز خداوند ۲ فرزند دوقلو نیز به او عطا کرد. فائزه پس از مدتی به تهران آمد، ولی حمید او را تهدید کرد اگر به زاهدان برنگردد سر مادرت را میبرم. فائزه هم به من گفت که من باید برگردم زیرا حمید تهدید کرده که سر تو را خواهد برید. من به دخترم گفتم که مگر چنین چیزی امکان دارد. فائزه در پاسخ به من گفت بله من دیدهام حمید این کارها را انجام دهد.

مادر شهیدان منصوری در ادامه با بیان اینکه عبدالحمید گوش به فرمان عبدالمالک بود، بیان کرد: عبدالمالک از او خواسته بود که شهاب (برادر فائزه) را هم با خود به زاهدان ببرد تا به این ترتیب و با کُشتن او، انتقام بگیرد. مدتها از شهاب خبری نداشتیم. آخرین خبری که ما از شهاب داشتیم، این بود که او را به مرز پاکستان بردند. روزی خود شهاب هم زنگ زد و گفت من را حلال کنید. از آن به بعد دیگر از شهاب خبری نداشتیم تا اینکه خبر شهادتش را شنیدیم.

محسندوست ادامه داد: یک سال بعد از شهادت شهاب بوده که عبدالمالک دستور شهادت فائزه را داد و حمید هم به دستور برادرش، فائزه را در حین خواب با شلیک گلوله به سرش به شهادت رساند. آنها بعد از آنکه فائزه را به شهادت رساندند، آن را در حمام خانه انداخته بودند و بعد از چند روز، شبانه آن هم گویا توسط مادر حمید او را غسل داده و در قبرستانی در پاکستان دفن کردند.

برچسب ها: الناز شاکردوست
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر: