خبربانو - جستجوگر ویژه اخبار زنان و خانواده

تاریخ انتشار: ۱۲:۱۲ - ۰۱ دی ۱۳۹۷
کد خبر: ۲۸۰۴۸۵
صادق هدایت پدر داستان‌نویسی مدرن ایران است که سال‌های پرفراز و نشیبی در تهران و پاریس گذراند. آنچه می‌خوانید گذری اجمالی بر زندگی، روابط و مکان‌هایی است که هدایت عمر خود را در آن‌جا گذرانده بود.
به گزارش خبربانو، صادق هدایت (متولد ۲۸ بهمن ۱۲۸۱ برابر با ۱۷ فوریه ۱۹۰۳ در تهران - درگذشت ۱۹ فروردین ۱۳۳۰ برابر با ۹ آوریل ۱۹۵۱ در آپارتمان اجاره‌ای مکرر، خیابان شامپیونه، پاریس) نویسنده، داستان‌نویس، مترجم و روشنفکر ایرانی بود. او را همراه بزرگ علوی و صادق چوبک، پدران داستان‌نویسی نوین ایرانی می‌دانند.
هدایت از پیشگامان داستان‌نویسی نوین ایران و روشنفکری برجسته بود. بسیاری از محققان، رمان «بوف کور» او را، مشهورترین و درخشان‌ترین اثر ادبیات داستانی معاصر ایران دانسته‌اند. هرچند شهرت عام هدایت نویسندگی است، اما آثاری از نویسندگانی بزرگ را نظیر ژان پل سارتر، فرانتس کافکا و آنتون چخوف نیز ترجمه کرده است. حجم آثار و مقالات نوشته شده درباره نوشته‌ها، نوع زندگی و خودکشی صادق هدایت بیانگر تاثیر ژرف او بر جریان روشنفکری ایران است.
 
صادق هدایت،‌ سیری از خانه تا کافه ها و پاتوق های ادبی ایشان
او از نوادگان نادر‌قلی‌خان هدایت صاحب «مجمع الفصحا» و مدیر دارالفنون در عهد ناصر‌الدین شاه و فرزند اعتضاد الملک است که خود پسر عموی مخبر‌السلطنه نخست وزیر رضا شاه و نویسنده «خاطرات و خطرات» است.

کافه‌نشینی‌های هدایت و پاتوق‌هایش
جهانگیر هدایت (برادرزاده صادق هدایت) از کافه‌های نادری، رُز نوآر، فردوسی، کنتینانتال، نادری و پرنده آبی به عنوان پاتوق‌های صادق هدایت نام می‌برد. به گفته او، جمع‌شدن هدایت و دوستان نویسنده‌اش در این کافه‌ها، صرفا محدود به دیدار‌های دوستانه نبود بلکه این دیدار‌ها و نشست‌ها، بخشی از کار آن‌ها محسوب می‌شد. جهانگیر هدایت، به عنوان مثال به کتاب «وغ‌وغ ساهاب» هدایت اشاره می‌کند که به گفته او در این نشست‌ها بین هدایت و مسعود فرزاد شکل گرفت:
در این کافه‌ها بود که این کتاب خوانده شد، تصحیح شد، کم و زیاد شد و مورد اظهار نظر دیگران نیز قرار گرفت. در موارد بسیاری دیگر هم این کار انجام شد. تقریبا آنان در نشست‌هایی که داشتند، نوعی تقسیم کار می‌کردند.

کافه رستوران هتل نادری
 
صادق هدایت،‌ سیری از خانه تا کافه ها و پاتوق های ادبی ایشان
شاید تنها پاتوق صادق هدایت که کماکان برپا است و صادق هدایت اغلب (به ویژه در تابستان) شام خود را در آن‌جا می‌خورد، کافه نادری است. باغچه‌ی این کافه مانند اکنون درخت، گل و گیاه و حوض داشته است. صادق هدایت هنگام شام میزی را برمی‌گزید و فارغ از موزیک کافه که گویا آن را چرند می‌دانست، با چند تن که گرد میز او بوده‌اند، شام می‌خورد.
قرار جمع بر این بوده که هرکس جدا از این که چای و قهوه و شیر کاکائو بخورد یا شام، دنگ و پول خود را بپردازد تا کسی بر دیگری تحمیل نشود. هدایت و دوستانش حدود ساعت ده تا یازده شب از آن‌جا بیرون می‌آمد و از یکدیگر جدا می‌شدند. به طور معمول شام هدایت شامل یک تخم مرغ آب‌پز یا دو خیار، یک یا دو گوجه فرنگی، کمی سبزی خوردن و تربچه و پیازچه و کمی نوشیدنی بود. دوستانش هر یک غذای خود را سفارش می‌دادند.
 
صادق هدایت،‌ سیری از خانه تا کافه ها و پاتوق های ادبی ایشان
از جمله کسانی که در این کافه گرد هدایت می‌آمدند، می‌توان به شهید نورایی، خانلری، بقایی، رحمت اللهی، دکتر روح بخش، پرویز داریوش، حسن قائمیان، عماد سالک و ... اشاره نمود.

کافه رستوران باغ شمیران
 
صادق هدایت،‌ سیری از خانه تا کافه ها و پاتوق های ادبی ایشان
این کافه که بالاتر از چهارراه استانبول بود، گذشته از شیرینی فروشی دارای باغچه‌ای بود. بر زمینش خاک رس ریخته و در میان آن، درختان بید و افرا با گل‌های لاله عباسی، پیچک و نیلوفر کاشته بودند. فضایی بوده که حدود صد صندلی را در خود جای می‌داد. میز و صندلی‌ها را لابه‌لای درخت‌ها می‌گذاشتند و ارکستر و گاهی نوازندگان روحوضی می‌آوردند. این کافه به طور معمول پاتوق لات‌های پول‌دار بوده است، اما هر از چند گاهی که صادق هدایت به آن‌جا می‌رفت سر میزی می‌نشست که به کلی از آن دور و نیز پشت به ارکستر باشد.
هدایت معمولا آخر شب‌های تابستان تا اویل پاییز به این کافه می‌رفت و اغلب چیز زیادی آن‌جا به جز یک خیار و گوجه فرنگی با یک نوشیدنی نمی‌خورد.

کافه رستوران پرنده آبی
 
صادق هدایت،‌ سیری از خانه تا کافه ها و پاتوق های ادبی ایشان
این کافه رستوران در نبش میدان فردوسی بوده است که اکنون به جای بخشی از آن «داروخانه‌ی ورامین» و به جای بخش دیگری از آن، مغازه‌ی «اوری» قرار دارد. «پرنده‌ی آبی»، کافه رستورانی محقر، بدون هیچ زینت و زیور و منظره‌ی چشمگیری بوده که پاتوق دکتر روح‌بخش بوده است. غذا‌های این رستوران چندان گران نبوده و بیشتر مشتریان آن را شماری ارمنی و تعدادی مسلمان تشکیل می‌دادند.

کافه رستوران کنتی نانتال

در ماه‌های تابستان این کافه –که بعد‌ها به «شمشاد» تغییر نام داد – پاتوق سر شب هدایت بوده است. این کافه درست رو به روی کافه قنادی فردوسی بوده و باغچه‌ای بزرگ با چفته‌های مو داشته است که میز و صندلی‌ها زیر این چفته‌های مو بوده است.
 
صادق هدایت،‌ سیری از خانه تا کافه ها و پاتوق های ادبی ایشان
چند درخت نارون بزرگ و چند درخت سپیدار و تبریزی نیز داشته و روی هم رفته جای دلنشین و با صفایی بوده است. موزیک و ارکستر فرنگی داشته و در حدود سه چهار هزار نفر را در خود جای می‌داد. این کافه رستوران در تابستان شلوغ می‌شد.
در همین مکان بوده که صادق چوبک و حسن قائمیان نوشته‌ها و ترجمه‌های خودشان را «از لحاظ» هدایت می‌گذراندند، به بحث‌های ادبی می‌پرداختند و از کتاب‌هایی که تازه خوانده بودند، سخن بر زبان می‌آوردند.

کافه فردوسی
صادق هدایت کافه‌ی فردوسی را از حدود سال‌های ۱۳۲۲ به بعد پاتوق خود کرد. این کافه در خیابان استانبول بوده و صاحب آن پیرمردی ارمنی مشهور به «سبیل» بود. وی مردی کاتولیک و بی‌فرزند بوده و شهرتش به دلیل داشتن سبیل‌های بسیار درشت و بزرگ بوده است. این کافه از کافه‌های خوب و به روز زمانه‌ی خود بوده است. میز‌های چهارگوش با رویه‌ی سیمان موزاییک و با پوششی شیشه‌ای بر آن داشته است. این کافه پس از آن که هدایت آن را پاتوق خود کرد، بسیار رونق پیدا کرد. هدایت به گونه‌ی معمول هر روز عصر (و در سال‌های آخر، هر روز صبح و عصر) به کافه فردوسی می‌رفت و پس از خوردن شیر قهوه به خواندن روزنامه‌ها و مجلات فرنگی (گهگاه فارسی) و کتاب می‌پرداخت. ساعت ورودش به کافه در حدود ده و نیم صبح بوده و معمولا دو ساعتی در آن‌جا می‌ماند.
 
صادق هدایت،‌ سیری از خانه تا کافه ها و پاتوق های ادبی ایشان
به طور معمول هدایت روز‌ها در جمع کسانی که بر سر میز او می‌آمدند، کم‌تر حرف جدی می‌زد و اگر کسی هم موضوعی جدی پیش می‌کشید، هدایت اغلب او را سفت و سخت دست می‌انداخت و شوخی‌های بی‌درنگ (فی البداهه) و آنی ساخته‌ی خود را به او می‌گفت. اما شیوه‌ی رفتار هدایت در شب‌ها درست بر خلاف این بود و او پس از خوردن خوراک گیاهی و شاید تخم مرغ، با کمی نوشیدنی، به بحث جدی می‌پرداخت. کافه‌ی فردوسی در سال‌های پس از ۱۳۲۲ مرکز گرد آمدن دسته‌های گوناگون روشنفکری و سیاسی بوده است. نیشخند‌ها و متلک‌های و نغز گفته‌های پر معنای نویسنده‌ی بوف کور که دیگر برای خود جایگاهی شناخته شده، دست کم نزد خواص پیدا کرده بود، همگان را گرد میز او می‌آورد. او گاه به بحث درباره یک کتاب یا نوشته‌ای که اخیرا خوانده بود، می‌پرداخت. اما هرگز وارد بحث‌های سیاسی نمی‌شد و این گونه بازی‌ها را مسخره و پوچ و بی‌حاصل می‌انگاشت. او در آن سال‌ها از اصلاح واقعی اجتماع عقب‌مانده، پرنیرنگ و دروغ پیرامون خودش ناامید شده بود.
 
صادق هدایت،‌ سیری از خانه تا کافه ها و پاتوق های ادبی ایشان
کافه‌ی فردوسی در زندگی روشنفکری و اجتماعی صادق هدایت و تاریخ روشنفکری ایران زمین جایگاهی ویژه و ماندگار دارد که هنوز آن چنان که باید و شاید از سوی تاریخ نویسان «تاریخ روشنفکری معاصر ایرانیان» مورد ارزیابی و پژوهش قرار نگرفته است.

کافه رستوران ژاله (رز نوآر)
این کافه نخست «رز نوآ» نام داشته و اسحق افندی از اهالی ترابوزان ترکیه آن را اداره می‌کرده است.
مکان آن در خیابان لاله زار نو، بالاتر از سینمای متروپل بوده است. کافه رستوران ژاله، نخستین پاتوق هدایت پس از شهریور ۱۳۲۰ بوده است.
 
صادق هدایت،‌ سیری از خانه تا کافه ها و پاتوق های ادبی ایشان
روز‌ها فقط کافه‌اش با چای، قهوه و شیرینی باز و دایر بوده است. شب‌ها نیز رستوران کافه شامل چند دهنه مغازه با یک باغچه‌ی کوچک درشت مغازه‌ها (به عنوان نشیمن تابستانی مشتری‌های رستوران) برقرار بوده است.
 
صادق هدایت،‌ سیری از خانه تا کافه ها و پاتوق های ادبی ایشان
هدایت گاهی پیش از ظهر بین ساعت ده تا دوازده به آن‌جا می‌رفت، اما بیشتر بعدازظهر‌ها در کافه می‌نشست که ساعت آن هم بر حسب فصل متفاوت بوده است؛ در بهار و تابستان، از ساعت پنج تا هفت و نیم و در پاییز و زمستان، از ساعت چهار تا شش.
از دوستان هدایت در این کافه می‌توان به پرویز ناتل خانلری، صادق چوبک، عبدالحسین بیات، انجوی شیرازی و ... اشاره نمود.
 
صادق هدایت،‌ سیری از خانه تا کافه ها و پاتوق های ادبی ایشان
منبع: خبربانو
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر: