khabarbanoo.com

تاریخ انتشار: ۱۷:۲۸ - ۲۱ بهمن ۱۳۹۶
کد خبر: ۲۷۵۷۳۲
دکتر زهرا شجاعی فعال سیاسی است و سابقه طولانی در حوزه زنان دارد . او جزو اولین زنانی است که در جمهوری اسلامی به کابینه راه پیدا کرد و با آنکه در حال حاضر هیچ سمت دولتی ندارد اما پیگیری مطالبات زنان را همچنان در دستور کار خود حفظ کرده است.

   شجاعی: مانیفست جمهوری اسلامی برای زنان چیست؟

   شجاعی تحصیلاتش را در رشته علوم سیاسی در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران آغاز و تا مقطع کارشناسی ارشد در همین رشته و بعد از آن دکترای مدیریت استراتژیک ادامه داده است. او مدرس دانشگاه‌های تهران و الزهرا، مشاور وزیر آموزش و پرورش در امور بانوان سال 1367، مشاور وزیر کشور در امور بانوان سال 1370، رئیس شورای فرهنگی اجتماعی زنان از سال 69 تا 71 و رئیس مرکز امور مشارکت زنان ریاست جمهوری طی سال های 76 تا 84 بوده است.
   خبربانو در حاشیه مراسم راه اندازی تالار تخصصی مطالعات زنان در کتابخانه ملی درباره موضوع زنان و آینده مباحث مرتبط با آنان با وی گفتگو کرده است که مشروح آن را در ادامه می خوانید: 

وضعیت زنان را در طول زمان چگونه ارزیابی می کنید؟

   موضوع زنان – و نه مساله زنان- دارای ابعاد متنوعی است که از جمله می توان به حقوق زنان، حقوق بشر زنان، حق رای زنان، استقلال سیاسی زنان، اشتغال زنان، دستمزد و تبعیض در این حوزه علیه زنان و حقوق مدنی آنان اشاره کرد که زنان در کشورهای مختلف و به تناسب فرهنگ و اقلیمی که دارند با آن درگیرند و موضوعات آنان به تناوب و تناسب مورد بحث و بررسی قرار گرفته و می گیرد. این که این مباحث چقدر باعث بهبود زنان شده باید گفت که در مجموع زنان وضعیت بهتری نسبت به دهه های قبل در بسیاری از این شاخص ها پیدا کرده اند با عنایت به این که مشکلات جدید هم ایجاد شده است.

علت ناکامی ها در این زمینه چیست؟
   علل ناکامی ها در این حوزه عمدتا ناشی از دو موضوع است. علت اول ناشی از این است که همواره رویکرد به مسایل زنان رویکرد سیاسی بوده است. امور زنان و موضوع زنان و پرداختن به آن و این که چه ضرورتی دارد به صورت جداگانه به آن پرداخته شود همیشه زیر سوال بوده است. حتی در جلسات عالی هیات دولت هم گفته می شد که چرا موضوع زنان را جدا می کنید. پاسخ روشن است: به دلیل این که زنان در یک جایگاه عادلانه و مطلوب نبوده اند. یک سری نگرش هایی وجود دارد که زنان را عقب نگه می دارد.
   این عقب نگهداشتگی هم ناشی از تفکر مربوط به حاکمیت و هم ناشی از تفکر مردسالانه ای است که در جامعه وجود دارد و البته نه فقط در مردان بلکه حتی در بین برخی از زنان نیز این نگرش وجود دارد، این عوامل باعث شده که زنان در وضعیت مطلوبی نیستند.
   از سویی دیگر این موضوع دستمایه قدرت ها شده، همیشه برای تضعیف حکومت ها از موضوع زنان استفاده کرده اند و گرانیگاه تضعیف حکومت ها و سقوط آنها بحث حجاب بوده. حتی در دولت های اخیر یک زمانی گفته می شد که وضع حجاب را مطرح نکنید که این باعث تضعیف دولت می شود (دولت سابق). یا این که در دولتی دیگر دستمایه ای می شود که دولت را تضیف کند.
یا موضوع به قدرت رسیدن. وقتی انتخابات است شعارهایی داده می شود درباره حقوق زنان، پست زنان، مناصب زنان، وزارت زنان اما بعد از انتخابات به فراموشی سپرده می شود.
   اگر هر جایی هر کسی راجع به موضوع زنان صحبت می کند فورا با یک عینک و یک چهارچوب سیاسی ارزیابی می شود. اصلاح طلب است؟ اصولگرا است؟ فمینیست؟ فیمینسیت اسلامی است؟ و ... یعنی در هر حال نگاه و رویکرد به مسایل زنان سیاسی است که همین امر اجازه حل مسایل آنان را نمی دهد در حالی که باید خارج از حوزه سیاسی به مسایل زنان بپردازیم چون مسایل زنان سیاسی نیستند یعنی فقط سیاسی نیستند.

و علت دوم؟
   دومین علتی که به ناکامی در حوزه زنان انجامیده فقدان یک نظریه جامع و مورد اجماع نسبی در جامعه نسبت به زنان است.
جمهوری اسلامی ایران چه نگاهی نسبت به زنان دارد؟ چه نظریه ای را در این حوزه حمایت می کند؟ می خواهد موضوع زنان را بر اساس چه مبانی نظری برنامه ریزی و سیاستگذاری کند. تکلیفش با این حوزه چیست؟ تفاوت دیدگاه ها و پراکندگی و طیف وسیع آن را ببینید.
   یک زمانی تلویزیون جمهوری اسلامی خانمی را در زندان زنان نشان می دهد که چون موهایش را از ته با تیغ زده ،اشکالی ندارد که در تلویزیون نشان داده بشود. اینجا مساله حجاب خدشه دار نمی شود چون مو خیلی حساس است و اشعه تولید می کند وقتی که مو ندارد پس مشکلی نیست ... اما درهمین جمهوری اسلامی هستند بزرگانی که جلسه ما را جلسه گناه و حرام می دانند و سخنرانی بنده را عین گناه و جای بنده را هم در قعر جهنم می دانند چون در حضور یک سری از آقایان صحبت می کنم و صدای مرا مرد ها می شنوند.
   در بحث اشتغال هم همین طور است. در موضوع خشونت علیه زنان هم همین طور است. بنابر این نه فقط با تفاوت و گاهی با تعارض فتاوای مربوط به زنان مواجهیم بلکه دیدگاه مشخصی هم نداریم. جمهوری اسلامی ایران هنور تکلیفش را با زنان روشن نکرده است. جمهوری اسلامی ایران با زنان چه می خواهد بکند؟ منظور جمهوری اسلامی است نه فلان آقا، نه فلان خانم، نه فلان مسئول دولتی، این موضوع باید در یک محلی در یک مکانی بالاخره رسیدگی و حل بشود.

 

به سهم خودتان به عنوان یک فعال و سیاستگذار حوزه زنان چه اقدام عملی در این زمینه انجام دادید؟
   در سال 1367 که شورای فرهنگی اجتماعی تاسیس شد به عنوان اولین نهاد سیاستگذار و برنامه ریز در حوزه زنان که بنده به عنوان نماینده آموزش و پرورش در ان حضور داشتم پیشنهاد دادم که منشوری درارتباط با زنان داشته باشیم که آن را شورای عالی فرهنگی اجتماعی زنان بنویسند. شورای فرهنگی اجتماعی زنان در آن زمان و در بحث سیاستگذاری تنها نهاد ، عالی ترین نهاد و اولین نهاد بود. زنان [عضو] همه تعریف کردند و شروع کردیم به نوشتن. 17 سال نوشتن این منشور طول کشید و الان اگر شما نگاه بکنید خیلی کار شده و عزیزان برای آن زحمت کشیدند [اما] مجموعه ای است از عناوین حقوق و تکالیف زن در حوزه های فردی، خانوادگی و اجتماعی. منشور نیست.
   این وضع ناشی از فقدان یک نظریه جامع در حوزه زنان است که مورد اجماع نسبی باشد و همه آن را قبول داشته باشند. اگر چنین منشوری وجود داشت با تغییر دولت ها وضعیت زنان متغیر نمی شد. یک دولت نمی آمد که بگوید خانم ها دور کاری کنند، مرخصی زایمان را افزایش بدهد و نرخ اشتغال زنان پایین بیاید و یک دولت دیگر به مسایل دیگری بپردازد. نبود نظریه جامع حوزه زنان را دستخوش سلایق فردی متولیان و دست اندرکاران حوزه و سایر حوزه های مرتبط می کند.

 

با تجربه ای که شما در دو بخش نظری و اجرایی دارید چه راهکاری راپیشنهاد می دهید؟
   رویکرد ما به امور زنان باید رویکرد علمی باشد. ما باید به موضوع زنان به عنوان یک علم بپردازیم و و با نگاه علمی آن را بررسی کنیم. حالا سوال پیش می آید که این علم در کدام شاخه است ،در شاخه خاصی نیست بلکه بین رشته ای است حقوق، روانشاسی، جامعه شناسی و ... همه در آن دخیل هستند. از منظر علمی نگاه کردن می تواند راهگشا باشد نه این که با رویکرد سیاسی و در جهت رسید ن به قدرت و یا ضربه زن به قدرت از آن استفاده کنیم.

   با آغاز به کار دور دوم دولت آقای روحانی طرح موضوعاتی مانند سهمیه 30 درصدی برای زنان خیلی پررنگ و جدی تر مطرح می شود. این موضوع را چگونه ارزیابی می کنید؟ تا چه حد این موضوع برای دولتمردان باور پذیر و قابل قبول است؟
امور زنان و موضوعات آن محدود به مدیریت زنان نمی شود. باید به این نکته توجه کنیم که افزایش مشارکت زنان را نباید به مدیریت زنان محدود کرد. حل مسایل زنان درجامعه در یک حوزه وسیع حقوقی؛ اجتماعی، اقتصادی فرهنگی امکان پذیر است و موضوع مدیریت زنان یکی از موضوعات است و نه همه آن.
   بر این نکته تاکید می کنم که اگر بر فرض محال هم این اتفاق افتاد خیالمان راحت باشد که همه مسایل حل شده ولی اینجوری نیست. علاوه بر این که باید روشن شود که اگر خانم ها داعیه دار ارتقای مدیریتی زنان هستند نه از منظر منافع صنفی و نه از منظر منافع قشری است به دلیل این زنان نه صنف و نه قشرند بلکه نیمی از جامعه هستند که مربی و سازنده نیم دیگرند. بنابر پیگیری حضور زنان در مدیریت از منظر منافع ملی است. زیرا اهداف توسعه انسانی قابل دستیابی نخواهد بود مگر این که از مجموع سرمایه اجتماعی استفاده کنیم.
   امروزه سرمایه اجتماعی زنان با گذشته خیلی فرق کرده. قبل از انقلاب از هر 4 زن یک زن با سواد بود یعنی 25 درصد زنان ما با سواد بودند الان در گروه سنی زنان جوان ما 98 درصد زنان و دختران ما با سواد هستند. نسبت دانشجویی دختران ما تقریبا 50 درصد و ازنسبت فارغ التحصیلان ما هم بالا است. بنابر این معتقدیم که سرمایه انسانی فعال شده، آگاه شده و متخصص ما که در عین حال از سلامت اقتصادی، سلامت نفسانی و احساس مسئولیت بیشتری هم برخوردار هستند در جامعه فعال شده و باید از آن استفاده شود.
   نکته دیگر این که سرمایه انسانی - بر خلاف سرمایه های طبیعی که اگر استفاده نشود ذخیره می شود و برای نسل های آینده می ماند - اگر استفاه نشود راه دیگری برای به فعلیت رساندن خودش پیدا می کند و این موجب بروز ناهنجاری ها و مسایل و مشکلات اجتماعی و حتی اقتصادی در جامعه خواهد شد. در آن زمان باید یک سرمایه دیگر را هزینه کنیم که این معضلات را حل کند.
بنابر این از باب حفظ منافع و مصالح ملی معتقدیم که باید از سرمایه زنان استفاده کرد اما چون این تفکر و اندیشه در جامعه وجود ندارد و این نگاه که زن ضعیف است، جنس دوم است، ناتوان است و صرفا در چهارچوب خانواده و صرفا برای آرامش مرد آفریده شده حاکم است و برای آنکه نیاز است با یک سری الزامات و اجبارهایی این امر محقق شود، این موضوع 30 درصد مطرح می شود. در واقع چون آن باور وجود ندارد این الزام مطرح می شود وگرنه اگر باور بود که نیازی به الزامی نبود. اما در عین حال موفقیت خانم ها در حوزه های مختلف یعنی کارنامه موفق مدیران زن عامل موثری در اصلاح باور و نگرش جامعه نسبت به مدیریت زنان خواهد بود.اگر زنان مدیر ما که در حوزه میانی روز به روز شاهد افزایش آنان هستیم کارنامه موفقی بر جای بگذارند در تغییر نگرش جامعه موثر خواهد بود.

منبع: خبربانو
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر: